تبلیغات
**(پرانــــتـــــــز زنـــــــدگیــــــــــــم)** - مطالب دی 1395






















**(پرانــــتـــــــز زنـــــــدگیــــــــــــم)**

دهانمـــــ پر از حرف است ولی .....با دهان پر که نمیشود حرف زد.....

نتیجه تصویری برای ویسگون دلگیرم

پ.ن

الان گرفت...همین الان یهو با شنیدن این آهنگ دلم گرفت
چندروز پیش رفتم یه سری به جیمیلم زدم دیدم که میهن بلاگ بهم تبریک گفته واسه عنوان وبلاگم و نوشته هام که خیلی به نظرش زیبا بودن و منو دعوت کرد برای نوشتن کتاب
خیلی خوبه زندگی آدم یه جوری پیش بره که مرور خاطراتمون برای بقیه جذاب باشه
من یه دختر تنها که خیلیا شاید فکر کنن گوشه گیر و ساکتم اما توی دلم غوغاست و پر از حروف چینهای عاشقانه ست و منتظر یه عشق خیلی عمیق هستم که جاری کنم همه ی احساساتمو 
که جبران همه ی لحظات ناخوشی که برام پیش اومد رو کنار یه عشقِ عاشق بگذرونم
تا الان که این سن و سال رو دارم با تموم مشکلات که از اول زندگیم تا الان داشتم همه رو خاک کردم و مدفون کردم همه ی خاطرات بدم رو و همه ی خاطرات خوب زندگیمو با تموم دوست داشتن توی عمیق ترین و بهترین جای قلبم گذاشتم 
هیچ وقت هم نشده که از کسی حسودی کنم ...چرا حسود بودم ولی نه برای مال دیگران..بلکه به اونایی که رابطه شون اونقدر با خدا قوی بوده که از عمق دلشون صدا میزنن خدا رو و خدا هم خیلی خوب جوابشونو میده
به دوستی هاشون حسادت کردم
گاهی از همه ی زمانها بیشتر دلم میگیره
حالا نمیدونم چطوری میتونم همین الان حالمو متحول کنم
شاید کسی بتونه اماخب.... 
اما کسی که نیست
بهتره خودم حال خودمو خوب کنم
با یه کلیپ از احمد علت که یه یادگاره 
حالم عاااااااااااااااالیههههههه

نوشته شده در جمعه 24 دی 1395 ساعت 05:57 ب.ظ توسط ^fatemeh^ نظرات |

آرزویم فقط این است زمان برگردد


تیرهایی که رهاشد به کمان برگردد

 

سالها منتظر سوت قطارم که کسی


باسلام و گل سرخ و چمدان برگردد

 

من نوشتم که تورا دوست ندارم ای کاش


نامه ام گم بشود، نامه رسان برگردد

 

روی تنهایی دنیا اگر افتاده به من


باید امروز ورقهای جهان برگردد

 

پیرمردی به غزلهای من ایمان آورد


به سفررفت و قسم خورد جوان برگردد

 

مهسا تیموری  



نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جارى ام




پ.ن

 

امروز بعداز ظهر خیلی ناخودآگاه رفتم یه سری به آدرسش زدم

دیدم یه چیزایی نوشته که حاصل فوضولی(بهترین کلمه از نظر من بخاطر این کار زشتی که H خانم انجام داد)هست

خیلی ناراحت شدم

و اگه یه روزی هم بشه که به روم بیاره این حرفو منم جواب توی آستین دلم دارم که خاطرت جمع ..اگه دوست داشته باشی میتونی یه روزی به عنوان مهمون بیای خونمون و همه ی اون چیزایی رو که نباید،بشنوی

من خودم عادت ندارم به اینکه برم واسه چاپلوسی حرفایی که دیگران رو خراب میکنه پیش بقیه بگم

عزیزم ... یکی نیست بهت بگه خانم گلی بشین سر جات تازه اول راهی بچه باقالی

اینهمه داری با این حرفات و رفتارات به بقیه نشون میدی که خیلی خوشحالی از این حرکت که انجام دادی خدا اون بالاستاااا حواسش به همه هست

چشماتو باز کن توی خانواده ت که اون شب چند نفر چشماشون بارونی بود

حواست به رفتارات باشه ..دل دیگرانو نشکن...

اجناس زیادن..مهم اینه که یکی باشه خوب باشه،همیشه باشه

 با این رفتار بچگانت که توجه همه رو به خودت جلب کردی ضایع نکن خودتو



پی تر نوشت:

امروز امتحان پر از استرس بود

قبلش دوتا از اجناس مخالف ازینکه یکیشون جلوم بود یکی هم پشت خوشحال بودن که چه جای مناسبی افتادن

منم که اولش خجالت کشیدم ولی بعدش گفتم اگه امداد خواستین بزارین آخر سر که یادم نره جوابارو

اوناهم یه سر تکون دادن و بعدش زمزمه کردن شماهم نگین خودمون میبینیم

منم یه جوری نشستم که نه از پشت برگه م دیده میشد نه از جلو

آخ که چقد ضایع بود قیافشون

من تا حالا توی عمرم یک بار تقلب زدم اونم نمره م کامل نشد

نه بلدم نه دوست دارم

ولی ازینکه خیلی شیک و مجلسی یکی بیاد همه ی زحمتامو یک لحظه پاک نویس کنه توی برگش اصلا خوشم نمیاد

خیلی زود نوشتمو و رفتم بیرون از کلاس


پی تر تر نوشت:


جزوه چیز خوبیست.اما اگه فقط خودت داشته باشی و کسی هم ندونه کامله

امروز ذله شدم بخدا

دوستم میگفت جزوه دادنت تموم نشد دوست طفلی من..الان؟؟؟؟موقع امتحانا هم؟؟؟؟

منم قیافم داغون بود از بس خسته بودم و خواب آلود فقط یه لبخند همراه با سرکجی زدم


و اما نتیجه ی اخلاقی:

1. فوضولی چیز خوبی نیست....

2.تقلب چیز خوبی نیست

3.دلسوزی زیاد هم چیز خوبی نیست




نوشته شده در یکشنبه 19 دی 1395 ساعت 06:44 ب.ظ توسط ^fatemeh^ نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت